یک عدد بانوی پارسی

راز ...

اگه کمی شناخت از من داشته باشید میدونید که من در طول 19 سال عمری که از خدا گرفتم یه دونه دوست صمیمی بیشتر نداشتم که اونم الان به هم خورده و کلا سال به سال گذرمون به هم نمیوفته :ا
تازه اونموقعی که با دوستم خیلی جیک تو جیک بودیم هم از راز های سری هم خبر نداشتیم یعنی من نمیتونستم راز های دلمو بهش بگم اونو نمیدونم
حالا بعضی ادما هستن که تا بهت میرسن کل زندگیشونو میریزن رو دایره یعنی فقط میخوان فک بزنن از مشکلات خانوادگی و کل کل با فلانی و فلان پسر دانشگاه و حرف های پشت سرش گرفته تا شخصی ترین مسائل حتی حرفایی که درمورد دوستاش پیشت میزنه و از بدی هاشون حرف میزنن و تو با خودت فکر میکنی یعنی پیش اون دوستاش هم که میرسه میشینه بدی های منو میگه؟ خلاصه سرتو میخورن یه جورایی فکر نمیکنن در مورد حرفاشون
اونموقعه که تو همش دنبال یه راه در رو هستی که ازش فاصله بگیری ولی خب اون دست از سرت برنمیداره ...
اینجور ادما از نظر من فوق العاده خطرناکن و من سعی میکنم به جز مسائل مشترکمون تو دانشگاه در مورد زندگی خصوصیم چیزی بهش نگم
شاید اون ادم از نظر یه نفر دیگه ادم صاف و ساده ای باشه که دستش همیشه روئه و کلی هم بقیه خوششون بیاد اما با روحیه من سازگار نیست و به نظرم مسخره میاد که بخوایی به ادمی که دوسه ماهه باهاش هم کلامی تازه اونم سر راه فقط و عمیقا نمیشناسیش بخوایی از عشق قبلیت بگی خب به من چه که یارو تیپش شبیه جنتلمن های دهه 1990 بوده ؟ و بهت پیشنهاد بیشرمانه داده و تو هم تازه متوجه شدی ادم بدیه و با هاش به هم زدی و الان داری تو غم فراق میسوزی؟
+: یه رازی هست که از پنج سالگی تا الان تو سینهم نگهش داشتم که اگه به فرض محال بخواد فاش بشه کل خانواده خودمون ... هام مادر بزرگم و کل ایل و تبارمون از هم میپاشه به معنای واقعی کلمه و هر روز هم به وزن این راز اضافه میشه خودم که به درک ولی من به فکر اون زن بیچاره و بچه دوساله ای هستم که ...

چی بگم... 
هرچه میخواهد دل تنگت بگو :)
به نظر منم اینطور آدما خطرناکن ...
اوهوم :)
Good to see real expertise on display. Your coitnibutron is most welcome.
How neat! Is it really this sipeml? You make it look easy.
Designed By Erfan Powered by Bayan