یک عدد بانوی پارسی

بعد از مدتی مدید :)

سلام

امروز روز خوبی بود درکل نمیخوام خاطره بنویسم ولی باید بگم که بعد از مدتی مدید با دوستان دانشگاهی به پارک رفتیم کلی تاب بازی کردیم (فک کنید ما به اون گندگی رفتیم تاب بازی کردیم خخخخ) بستنی خوردیم و از همه مهم تر من بعد از مدتی مدید کلی خندیدم هر چند به زور که دوستام نکن این چقد خشکه ولی خب خندیدم دیگه کلیک  اینم عکسمون ( سمت راستیه با مانتوی چهار خونه ابی قرمز منم )

بعضی موقع ها هم ادم دلش میخواد بزنه تو فاز بیخیالی بگه گور بابای همه چیز منم با همین فکر همراه دوستام رفتم پارک ولی الان عذاب وجدان دارم

کارای ساده سازی خطی خیلی خوب پیش میره دوست دارم دنبالش کنم یه جوری نزدیک به شیوه کوبیسمه خوشم میاد زاویه دید های مختلفو رو کاغذ با هم ترکیب کنم :)

دوتا فراخوان هست که میخوام شرکت کنم به امید خدا ... خیلی دوست دارم حداقل یه کار بفرستم بحث برنده شدن و نشدن نیست مهم اینه که من از مغر و دستم کار بکشم که ذهنم باز بشه :دی

کسی کتاب خوب تو زمینه تصویر سازی و صفحه ارایی میشناسه معرفی کنه لطفا :ا

و در اخر خل تر از من و دوستام خودمونیم :)

عذاب وجدان برای چی؟؟؟؟

موفق باشید
نمیدونم احساس میکنم نباید خوشحال باشم
عذاب وجدانرو درک میکنم ...
تو هر دوش موفق باشی :)
مرسی همچنین :)
Thee'rs nothing like the relief of finding what you're looking for.
Reading posts like this make surfing such a plurseae
Designed By Erfan Powered by Bayan