یک عدد بانوی پارسی

رازی باشد با ستارگانم

زلف اشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

نیم شب دوش به بالین من امد بنشست

سر فرا گوش من اورد به اواز حزین

گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند

کافر عشق بود کر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر درد کشان خرده مگیر

که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

ان چه او ریخت به پیمانه و ما نوشیدیم

اگر از خمر بهشت است و گر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار

ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

+: عید همگی مبارک :))

يكشنبه ۲ خرداد ۹۵ , ۱۰:۴۱ بهار پاتریکیان D:
چه غزلی ، به به :))))
عید شمام مبارک :))))
تچکر :))
ممنان :))
قشنگه، عیدتون مبارک:)
ممنون عید شمام مبارک :))
Until I found this I thuhgot I'd have to spend the day inside.
Designed By Erfan Powered by Bayan