یک عدد بانوی پارسی

هجده سالگی هایی که نیامده رفتند

غروب پنجشنبه و صدای اذان از بلند گو های مسجد و منی که انگشتام رو دکمه های کیبورد حرکت میکنه 

دلم میسوزه واسه گواهینامه ای که نگرفتم 

دلم میسوزه واسه ورود تاریخی و حماسیم به دانشگاه 

دلم میسوزه واسه دوستایی که نداشتم 

و برای کتاب هایی که نخوندم 

و وقتی که هدر دادم و عمری که به بطالت گذشت 

دلم میسوزه واسه برنامه ریزی هایی که نکردم 

دلم میسوزه واسه تفریح های جا موندم 

دلم میسوزه واسه کسی که نبود تا ارومم کنه 

و تولد هجده سالگی ای که نداشتم و تموم شد 

و منم و غروب و قد یه سال حسرت که جا موند تو سال گذشته و قرار تا اخر عمر خوره بشه بیوفته به جونم 

+: مگه سالی که اینجور بگذره تبریک گفتنم داره ؟

سلام همین سال هم لبخند هایی توش بوده که اینا رو جبران میکنه . 18 سال به نظرم فقط صرف بدست آوردن یه حهان بینی شه کافیه و بعد از اونه که زندگی واقعی شروع میشه
هیچوقت کسی نیست اگه هم هست نمیبینیش

هیچ لبخندی فاجعه امسال منو جبران نمیکنه 
اگه هست و نمیاد جلو امیدوارم بره به درک
ببخشید یکم اعصابم دست کاری شده
شاید باید خودت بری جلو پیداش کنی
منظورم خنده ی تلخ تسکین بود
نه بابا این چه حرفیه
راستی اگه اعصابتون خورده یه دعوا حسابی کنید یه ذره بهتر میشید من برا دعوا پایه ام
نه الان سبک ترشدم مرسی 
سعی میکنم :)
۱_ متاسفم اگه پست من حرقه این پست بود
۲_الان یعنی تولدته؟!:)
۳_الان یعنی نوزده سالته؟کوشولویی که پ توأم!!
۴_ دالی:)
۵_مبارکمه
۶_ بیخیال گذشته دختر! اینده ها به هر حال میان پس اونارو بساز:)
۷_همه ی ادما طعم تنهایی و بی کسی رو میچشن یکی تو ۱۸ سالگی یکیم تو پنج سالگی:)
اولا متاسف نباش 
دوما نه امروز روز مرگمه 
سوما کوشولوتویی پسرم 
چهارما daliiii
پنجما خدا شفات بده 
شیشما چسب 
هفتما خدا بهت صبر بده دوستی جون :))

من به هیچ وجه زیر بار نمیرم پسر عمه ی عرفان باشمادیگه نگو پسرم!
عجب ! کی گفته من عمه عرفانم ؟نه جانم منم زیر بار نمیرم
حالا نگو تو ام اقا! عح! 
عمه ی عرفان یا عمه ی یکی دیگه من دوسندارم پسر عمه باشم و خوشبختانه هیچوقت هم پسر عمه نبودم
از پسر عمه ها خوشم نمیاد:) بی نمکن!
:ا باشه حالا تو خودتو کنترل کن
مریم خیلی دالی نکن شدیا دلمون تنگ رفت باوه
عرفان نیس کلا هممون پوقیدیم:/
به اینترنت دسترسی نداشتم 
اوخیییییی :)) یه نفر دلش واسه من تنگ شد بالاخره
دوشنبه ۲۱ تیر ۹۵ , ۲۳:۳۱ بهار پاتریکیان D:
دالی :)))
سل,لاااااااام بهاری =))
اومدی؟
تو کجایی دختر[اخم]
اخم نکن زشت میشی ;))
خعلیم من در هر حالتی خوشگلم
بر منکرش لعنت فقط من نگران کشته مرده هاتم ;))
کوووووفت مریم کوووفت
چطور مطوری؟
مرسییییییییییییییی 
خوبم تو ام که میدونم خوبی :))
خب برای ازاین به بعدت برنامه بریز و تفریح کن و..نزار حسرت به دلت بمونه و...
از این حرفای شعاری:|
مهم اون مقطع زمانی 18 سالگی بود که تموم شد و رفت ولی سعی میکنم دیگه حسرت سال های بعد به دلم نمونه :)
If not for your writing this topic could be very colntvuoed and oblique.
Designed By Erfan Powered by Bayan