یک عدد بانوی پارسی

از همون بچگی از این که مشقامو کنترل کنن متنفر بودم


میدونید درد من چیه ؟ درد من اینه که کارایی رو باید انجام بدم که نمیخوام انجام بدم 
حالا این نخواستنه میتونه علل متفاوتی داشته باشه که یکیش اینه که مثلا یه نفر بیاد بهم دستور بده, واقعا به نظر من زشته که یه نفر به یه انسان دیگه امر و نهی کنه و طلب کارانه باهاش برخورد کنه 
وقتی نخوایی کاری رو انجام بدی ولی مجبور باشی یا چاره دیگه ای نداشته باشی معلومه که ازش متنفر میشی 
و من وقتی تو وجودم تنفر از چیزی رو حس میکنم دردم میگیره 

+: پایه دوربین ندارم ...
جمعه ۱۹ آذر ۹۵ , ۲۰:۰۰ بهار پاتریکیان D:
بار اخرت بود اینقدر غلیظ حرف دل منو میزدی 😂
خوبه باز تو این یه مورد یه هم درد دارم 
:)) «----- از گریه غم انگیز تر است .
دردناک تر از اون اینه که هر چی بزرگ تر می شی این درد همراه با تو بزرگ تر می شه
ولی این بار با شیوه های پیچیده تری خودشو نشون می ده
چه می شه کرد :)
وای فابر خودتی ؟ کجایی تو بابا ؟
الان یاد این افتادم که هر دردی که تو رو نکشه قوی ترت میکنه 
فک کنم به خاطر همینه که تاحالا از شدت تنفر نمردم :ا
و باز کامنت های بهار پایین پست های بقبه و باز لبخند من:)
همیشه لبخند بزن :))

یک نفر گفت خــدا، کاش که عــاشق بشوم

شد و در پیچ و خم عشــق، خـــدا را گم کرد

None can doubt the verticay of this article.
Designed By Erfan Powered by Bayan