یک عدد بانوی پارسی

سرده , کاپشنم کو ؟

لامصب هوا انقد سرد بود که اخر بابام گفت بسه برگردیم فردا دوباره میایم 

فک کنید من با اون کاپشن که بخاری محسوب میشه نزدیک بود گریه کنم از شدت سرما عضلات صورتم که هیچی اصلا نمیتونستم تکون بدمشون مثلا اگه میخواستم با کسی حرف بزنم فقط یه سری اصوات از گلوم خارج میشد در واقع همون قضیه صدا هست تصویر نیست :ا

از دستای بیچاره ام اصلا حرف نزنم بهتره 

القصه میخواستم واسه پروژه عکاسیم چند تا عکس درست حسابی بگیرم 

سه چهار تا از عکسام خوب شده ولی بدلیل کمبود وقت و امکانات !!! و برودت شدید هوا ادامه پروژه رو منتقل کردم به فردا 

اگه پدر جان زیر حرفشون نزنن البته :ا

اینم بنده در افق برفی :ا

سیبری می رفتی چه می کردی؟ :)
اوه اوه نگوووووووو
چه بابای پایه ای! دمشم گرم:)
فعلا که قالم گذاشته :ا
شنبه ۴ دی ۹۵ , ۲۰:۱۷ بهار پاتریکیان D:
عاشق ویکتوریا نشون دادنتم :**
دیگه ما اینیم دیگه :))))))
I'll try to put this to good use imeyeiatmld.
مریم در زبان عِبری به معنای ''دریای تلخی '' '' دریای غم '' '' سرکِشی'' آمده است
Designed By Erfan Powered by Bayan