یک عدد بانوی پارسی

آینه ها و پنجره ها

نمیخوام برم سرکلاس اههه

خونه نت ندارم زدم تمومش کردم کارتمم که عین کویر لوته خالی خالییییییی

عکس نگرفتم :ا اخه اینه ها و پنجره ها ؟ من تو این سمنان کوفتی اون چیزی که میخوامو از کجاااااا پیدا کنم اخه ؟ من میرم از این شهر اقا میرم حالا ببین 

همچنان در جستجو ام :/

دلم واس بچه های بکس قالبی اندازه سوراخ جوراب مورچه شده :(

فرض کنید یه دختر سیاه پوش رو وسط بازار که به مرکز گنبد بالای سرش نگاه میکنه و دوربین دستشه داره به این فکر میکنه چجوری به اینه و پنجره از دید فلسفی نگاه کنه :/اونم تو این شلوغی اخر سال :/

دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۱۱:۰۴ منطقاً بهار هستم D:
قالبی ..
نگو که دلم کبابه

آخ آخ 
خوب حالا چطور فلسفی نگاه می کنند ؟
از پنجره ، آینه ای رو بگیرید که خود بنجره به کلی مشخص باشد البته درون آینه و البته قسمتی از پنجره هم خارج از آینه پیدا باشد. احتمالا باید از آینه مقعر استفاده کنید :دی
ینی کاش رشته ام برق بود انقد که ما میپیچونن شبیه پیچ شدیم بعد میگن چرا هنرمندا تیپ و نگاهشون فرق داره 
خب معلومه دیگه انقد بهمون فشار میارن خودمم هنوز که هنوزه نمیدونم چطور بهش نگاه کنم که استاد بپسنده :(((((((
آرامش خودتو حفظ کن بابا :]
سعی میکنم حفظش کنم :ا
اشتباه نوشتی خانوم!
گالبی!گالبی! 

±مشکی ندوس! نارنجی بپوش:-D
± کلا هممون یه اشتیاق رفتن خاصی داریم:-D
نی نی ای تو ؟ 
گالبی شنیدن از زبون صخره خوش است 
من بگم لطفی نداره :))
اتفاقا مشکی یه ابهت خاصی داره ولی چشم نارنجی هم میپوشم :)
کجا بریم ؟ کی بره ؟ کی (چه زمانی) بریم ؟
Designed By Erfan Powered by Bayan