یک عدد بانوی پارسی

قبل از فارغ شدن D:

جدیدا عقیده پیدا کردم که کتابو نباید امانت گرفت یا قرض گرفت و یا به هر شیوه ای به طور موقت نگهش داشت و بعد پسش داد به دو دلیل 

1- اینکه وقتی از یه کتاب خوشت بیاد دیگه دلت نمیاد پسش بدی و مغز خبیثت به این فکر میکنه که اگه به کتابداره بگم کتابشو گم کردم خیلی دعوام میکنه یا نه ؟

2- اینکه باعث میشه کتاب فروشی ها کساد بشن و کم کم جمع بشن و یا اینکه واسه سرپا نگه داشتن خودشون مجبور بشن بیشتر کتاب های کمک اموزشی بیارن 

به نظر من واقعا شرم اوره که تو یه شهر با اینهمه جمعیت ( دقیقا نمیدونم جمعیت اینجا چقدره ولی زیادیم ) به زور چهار تا کتاب فروشی فکستنی پیدا کنی که هیچ کدوم از کتابهایی که لیست کردیو نداشته باشه 

درسام همه رو هم تلنبار شدن  دو هفته وقت دارم خودمو برسونم ولی حال ندارم حقیقتش خلاصه که وضعیت خیعلی خرابه :ا

میخوام دور موهامو با ماشین بزنم و یه ذره مو بالای سرم نگه دارم یه وری بریزم تو صورتم به هیشکی ام نمیگم چون اگه بگم مورد حمله قرار میگیرم 

فقط امیدوارم ارایشگره فکر نکنه دیوونه ام  :ا

اوضاع هم خوبه و هم بد و من از همین میترسم  


+: ممکنه مدت مدیدی نتونم بیام بیان ولی همین که فارغ شدم D: اولین کاری که میکنم سرو سامون دادن به اینجاست 


+: عید همگی هم پیشاپیش مبارک و امیدوارم این عید واقعا برای تک تکتون یه عید واقعی باشه 

:))

باااااااز من دو روز نبودما
بااااااااآعاز من دوروز بالاسرتون نبودم:/
اون از فوطمح 
اینم از تو:/
کجا اخه؟!:/ دریابید حال مرا هم 
مریم؟نیستی واقعا؟!
خوش باش و سرییییبعا خویش بر ما برسان
نذاری جات خالی بمونه ها:)
جوش نیار حالا :)
هستم بابا هستم منتها اوضاع نا به سامانه 
هر گاه اوضاع سامان یافت دوباره عین فرفره پست میدارم :دی
چرا نا به سامانه؟!
سامان که اینجاس! امروز خیلیم خوشحاله:)
مشکلات خود را به دست سامان ما بسپارید. 
خلاصه که ؛چته دخترم؟:)
تو کامنت خصوصی گفتم :))
Designed By Erfan Powered by Bayan