رنسانس

دُچار

گفتن که ادمیزاد بنده عادتاشه ، مثلا من عادت میکنم به عطرش ، صداش ، لحن پیاماش ویه روز که این ها نباشن میشم مثل معتادی که مواد بهش نرسیده و ولوشده و نمیتونه دَماغشو بالا بکشه
به خاطر همین همش سعی میکنم از اِعتیاد و عادت به کسی یا چیزی فرار کنم اما مگه میشه وقتی زندانیت میکنن و مُعتادت میکنن بازم عادت نکنی ؟
سهراب یه جا میگه : دُچار یعنی عاشق ، و چه سخت است اگر که ماهی کوچک دُچار آبی دریای بیکران باشد
معنی دُچار همون عادته دیگه ؟ دُچار یعنی عاشق ؟ چه مسخره ! به همین سادگی ؟ باورم نمیشه ! نه واقعا برام قابل قبول نیست ....
مریم در زبان عِبری به معنای ''دریای تلخی '' '' دریای غم '' '' سرکِشی'' آمده است
Designed By Erfan Powered by Bayan