یک عدد بانوی پارسی

عاشق همین هوای ابرییییییی اممممممم

بله باید بگم بنده عاشق هوای ابری و عاشق جنگل شمال با هوای ابری و عاشق دریا با هوای ابری ام 

راستش تو این چند روز تعطیلی تقریبا هیچ غلطی نکردم اما قصد دارم الان برم بشینم سر درس و کارام و خلاصه خودمو جمع و جور کنم تا بتونم یه غلطی بکنم !!!

چند وقته تصمیم گرفتم از دانشگاه انصراف بدم یا مرخصی بگیرم تورو خدا نخندین بهم ولی میخوام دوباره کنکور بدم 

ایندفه واقعا جدی ام :))))

نمیدونم چی پیش میاد همه چی بستگی به این داره که شرایط چجوری باشه در واقع کلا بستگی داره 

الان که بیشتر با رشتهم اشنا شدم میبینم که من واقعا عاشق گرافیکم و اگه هر رشته دیگه ای رو انتخاب میکردم واقعا ظلم در حق خودم بود به خاطر همین عشقی که بهش دارم میخوام تو بهترین جا ها تحصیل کنم و دلم به دانشگاه خودمون راضی نیست با این که سطحش تو کشور خوبه ولی خب عالی که نیست

+: بوی غذا تو خونه پخش شده 

+: اراده خیلی چیز خوبیه مصمم بودن هدف داشتن سفت و سخت بودن و انگیزه داشتن ... همینا امید زندگی منن

از همون بچگی از این که مشقامو کنترل کنن متنفر بودم


میدونید درد من چیه ؟ درد من اینه که کارایی رو باید انجام بدم که نمیخوام انجام بدم 
حالا این نخواستنه میتونه علل متفاوتی داشته باشه که یکیش اینه که مثلا یه نفر بیاد بهم دستور بده, واقعا به نظر من زشته که یه نفر به یه انسان دیگه امر و نهی کنه و طلب کارانه باهاش برخورد کنه 
وقتی نخوایی کاری رو انجام بدی ولی مجبور باشی یا چاره دیگه ای نداشته باشی معلومه که ازش متنفر میشی 
و من وقتی تو وجودم تنفر از چیزی رو حس میکنم دردم میگیره 

+: پایه دوربین ندارم ...

volume+++++

پلان اول : داری روی لینو طرح چاپتو میکنی و هندزفری هم تو گوشته حال میکنی از این که خواننده داره رو این ریتمه میخونه خوشت میاد ولی خب بعد دوساعت کار مداوم وقتی اهنگو قطع میکنی یه دفه انرژیت از صد به دو کاهش پیدا میکنه 

پلان دو : تو ماشین کنار مامان بابات نشستی هندزفری هم که طبق معمول تو گوشته و خب صدا هم تا اخرین درجه بلنده ولی بازم صداهای بیرونو میشنوی و خیلی عجیب تمایل داری به کل دنیا بگی میشه یه لحظه خفه شین ؟ اهان راستی اولش میخواستی اون اهنگ ملوعه رو بذاری مامان باباتم گوش بدن ولی بعدش گفتی خب که چی بزارم که بعدش بهم غر بزنن که چرافکر کارای خودت نیستی ؟ و بنابراین مثل دفعات قبلی قبل وقوع یک عمل خانمان بر انداز خودتو جمع و جور میکنی و منصرف میشی 



پلان سه : شام تموم شده و جمع کردن سفره و شستن ظرفا با توعه جو خونه متشنجه مامانت عصبی شده و سعی داره با نفرین کردن تو خودشو خالی کنه حال نداری ناله نفریناشو گوش کنی و عصبی بشی بنابراین میری هندزفری تو میاری و رو اخرین درجه صدا اهنگ گوش میدی و به مامانت که عین اسفند رو اتیش داره بالا پایین میپره نگاه میکنی یه ربع تمام همینجوری ادامه میده و وقتی میبینه رو تو تاثیری نداره میره سراغ خواهرت و خب ....


+ : چه خوب میشد اگه تو رپم خواننده ها عربده میزدن ما که نمیتونیم عربده بزنیم حداقل اونا بزنن که ما هم جیگرمون خنک شه


+ : احساس میکردم لیتو کنار مغزمه :ا
Designed By Erfan Powered by Bayan