یک عدد بانوی پارسی

بدهید با طلا بنویسند ...

زیاد تو زندگی خطا کردم ،خیلی بیشتر از تو؛به خاطر همین با ادم خطا کار راحت ترم. ادمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد ،مطمعن تر از ادمی است که تا به حال پاش نلغزیده ...

این حرف سنگین است ... خودم هم میدانم. خطانکرده تازه وقتی خطا کرد و از کارتن اک بند در امد ،فلزش معلوم میشود ،اما فلز خطاکرده رو است ، روشن است ... مثل این کف دست ، کج و معوج خط ش پیداست . از ادم بی خطا می ترسم ، از ادم دو خطا دوری میکنم ، اما پای ادم تک خطا می ایستم ... با منی؟

+:برگرفته از قیدار ، رضا امیر خانی

+: اخه برادر من اینکه شما ادرس نمیذاری نامردی تره که :ا مردم میرن حاجی حاجی مکه بعد یه مدت میان یه ادرسم نمیدن :ااخرالزمون شده والا:ا و در ادامه باید بگم که بله بنده نامردم :\

ساز و اواز

بعضی از شبا چند نفر میان تو پارک جلوی خونه میشینن گیتار میزنن گاهی اوقاتم میخونن منم از پشت پنجره گوش میدم و حس اروم بودن خوبی بهم دست میده مثل اینکه الان همه از دنیای بی رحم فاصله گرفتن و فقط دنبال حس ارامشن ...

+: صدای چهچه و اهنگ میاد یعنی ممکنه پایین پنجره یه خونه واسه دل یه دختر بخونه؟

عروس را عزب ها برهنه میکنند ، حتی .

نوشتم ، پاک کردم 

نوشتم ، پاک کردم 

نوشتم ، پاک کردم 

نوشتم ،.....

+:عنوان ، نام اثری از مارسل دوشان

دلت با من ( خیییییییییلی )هماهنگهههههه

وضعیت الانم شبیه ادمیه که داره تو نعلبکی گل قرمزی قهوه هورت میکشه و تو اون یکی دستش استکان کمر باریکه در حالی که داره چهار چشمی موزیک ویدیو اجنبی ها رو میبینه هه هه

و در انتهای ترم چهارم


انقدر که عکاسی این ترم رو برای خودم غول کرده بودم، الان که تقریبا رو به اتمامه انگار یه بار سنگینی از رو قفسه سینهم برداشته میشه 
میشد خیلی بهتر کار کنم اگر راحت تر میگرفتمش ، اصلا چرا سخت گرفتمش ؟ همیشه کارایی که راحت در نطر گرفتمشون رو خیلی خوب و بدون استرس انجام دادم و نتیجه هم عالی شده البته عکس هام خیلی خوب شده و راضی ام ازشون اما کلیت حرفم اینه که چرا غولش کردم ؟ 
درس همیشه هست ، همیشه میشه یادگرفت :)
اما این که استادت تلاش هاتو ببینه و بفهمه که کلاسش واست مهمه فقط یه بار اتفاق میفته 
(خیلی وقت پیشا یاد گرفتم نمره هییییچ ارزشی نداره :))
من شاگرد خودشیرینی نیستم و حالم بد میشه وقتی یه چایی شیرین رو سرکلاس میبینم اما این که روم یه حساب دیگه ای باز کنن واسم مهمه 
خب تو این ترم سر بعضی از کلاسا این اتفاق افتاد 
لبخند دکتر مصباح موقع خداحافطی اخر تا ابد تو ذهنم موندگار شد( اون نگاه پر حس به همراه یک کلمه خدانگهدار :) همونطور که سرزنش های استاد رحمتی تا ابد اون تو میمونه و من هر بار شرمندش میشم حتی شوخی های استاد شادرخ و کلاس خط استاد طاهریان با اون بحث های خارج از کلاسش از انتخابات بگیر تا روابط مذکر و مونث :ا روم به دیوار 
در کل واسم مهمه که بعضی ادم ها ازم راضی باشن و استاد هام جزو اون ادم هان و ناراحتم از این که خوب نتونستم جواب محبت هاشونو بدم 
همین !


+: شعر محمد کاظم کاظمی، شاعر معاصر افغانستان، مناسب این روزهای غمبار کابل. این شعر را چند سال پیش، خطاب به مردم ایران سرود، بخونیدش، یک درد دل برادرانه است با زبان شعر!


غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌
پیاده آمده‌ بودم‌، پیاده خواهم رفت‌
طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد
و سفره‌ای که تهی ‌بود، بسته خواهدشد
و در حوالی شبهای عید، همسایه‌!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!
همان غریبه که قلک نداشت‌، خواهد رفت‌
و کودکی که عروسک نداشت‌، خواهد رفت‌

منم تمام افق را به رنج گردیده‌،
منم که هر که مرا دیده‌، در گذر دیده‌
منم که نانی اگر داشتم‌، از آجر بود
و سفره‌ام ـ که نبود ـ از گرسنگی پر بود
به هرچه آینه‌، تصویری از شکست من است‌
به سنگ‌ سنگ بناها، نشان دست من است‌
اگر به لطف و اگر قهر، می ‌شناسندم‌
تمام مردم این شهر، می ‌شناسندم‌
من ایستادم‌، اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم‌، اگر دهر ابن ‌ملجم شد


تست شخصیت مایرز-بریگز

این تستو دادم و شغل های مناسب با شخصیتم مهندس نرم افزار ، دارو ساز ، ریاضی دان ، روانپزشک ، استاد دانشگاه هستش 

میتونم استاد دانشگاه بشم اما اونای دیگه خیلی با رشته تحصیلیم فرق دارن ...

به این فکر میکنم که چقدر خوب میشد اگه بچه ها تو مسیر درستی رشد میکردن ....

کِرم ها ی مغزی

از موقعی که رفتی دیگه هیچی اینجا میزون نیست دلم فقظ به اینجا خوش بود که اونم ...

اینجا تار عنکبوت بسته 

نگاه که میکنم به قالبا حس مرگ پرم میکنه 

نمیتونم گریه کنم یه چیزی خیلی وقته قلمبه شده زیر گلوم هر روز بزرگ تر میشه 

کاش ماه رمضون پارسال بود ...

شب قدر ،اصرار من برای این که بری حرم ، و چرا های بی پایان مغزت ...

امسال انگار فقط قراره گشنگی بکشم ، تو این دنیا هیچی دیگه خوب نیست ، همه ظاهر سازی میکنن

ومن ؟ برای چی نماز میخونم ؟ چون اگه نخونم خدا بلا سرم میاره ؟ چون زوره ؟ با نماز حال میکنم ؟ میکشتم بالا؟ 

فکر میکنم نه ، خسته ام از بس هیچکس حرفامو نفهمید  

اینجا دیگه هیچ کس نیست که حرف چشما رو بخونه ...دلا رو بفهمه 

هیچکس نمیفهمه چی میگم دوست دارم برم جایی که هیچکس منو نشناسه و سرگذشتمو تعریف کنم و راحت شم از این کرم های توی مغزم 

لعنت بهت مگه به اشغال ها هم فرشته میدن ؟ 

خدا تو خودت بهش فرشته دادی اگه اون فرشته زیر دست اون لجن از این رو به اون رو بشه بازم تقصیر خودشه ؟ شرمنده اما من که عدالتتو حس نمیکنم 

لعنت به این تناقض

وجیهه

یه بغل دستی اروم و کم حرف بود که همیشه خدا نمره هاش بیست بود بغلش نشسته بودم 

کلاس سوم بودیم و کم کم به سن تکلیف میرسیدیم دخترای دیگه کم کم رفتار های مامان هاشونو تقلید میکردن و سعی میکردن عشوه قاطی حرکاتشون کنن و جذاب باشن ولی اون مثل همیشه سرش به کار خودش گرم بود 

خیلی خوب یادمه نقاشی که میکشید اول همه چیزو با مداد سیاه دور گیری میکرد و بعدش داخلشو رنگ میزد همون موقع حس میکردم از همه ما بیشتر میفهمه 

اکثر اوقات تنها بود زنگ تفریح ها غیبش میزد موقعی که جفتمون شاگرد اول شده بودیم یه ست فانتزی قشنگ لوازم التحریر رومیزی بهمون کادو دادن مال اون صورتی بود و مال من ابی و خوب منم از رنگ صورتی بیشتر خوشم میومد به چند نفر پیشنهاد دادم تا با یه ست صورتی عوضش کنم اما هیچ کس قبول نکرد وقتی بهش گفتم لبخند زد راحت قبول کرد چقدر این رفتارا واسه یه بچه 9 ساله عجیبه 

چرا انقدر تو خودش بود ؟ کاش از اون مدرسه نمیرفتم و باهاش میموندم 

هرجا هست به قول فابر سرش سلامت 

...


سلام :))

دوباره اومدیم 

هرجا که برم باز دوباره برمیگردم سرجای اولم 

صدای شجریان عالیه ولی فعلا اینو میذارم

+: سلام 

۱ ۲
Designed By Erfan Powered by Bayan