یک عدد بانوی پارسی

به روایت تصویر...

در وصف حالم باید بگم :

این دو سه روز از استرس به زور میخوابم

شاید تو زندگی بتونیم موفق بشیم ولی این که ازش رضایت داشته باشیم یه بحث دیگه ست
رضایت من از زندگی اینطوری به دست میاد که به موقع و درست و خیلی ملیح نیشم رو باز کنم و همچنین کنترل برنامه ها و تنبلیم دستم باشه .
به محض این که کارای بسته بندیم جمع بشه و لگوم هم اوکی بگیره میرم یه دل سیر عکاسی میکنم و اگر خیلی از کارم راضی بودم خودمو مهمون سینما میکنم :)

من جمله از بلایای طبیعی

بزرگترین مزیت داداش داشتن اینه که بعد یه مدتی فرق چاخان با حرف راست رو تشخیص میدین و همچنین حس ششمتون تقویت میشه :)

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و صلوات و توسل به چهارده معصوم و ... سال جدید رو شروع میکنیم

این پست خیلی در هم برهمه ، نخونید !

من خیلی ادم ساکتی ام و حال میکنم با این ساکتی

الان یک سال و شیش ماه از موقعی که برای اخرین بار رفتم سر کار میگذره ، اون موقع من مسیر عکاسی تا خونه رو پیاده میرفتم و میومدم ، یادش به خیر :) راه میرفتم بین شلوغی مردم و اهنگ تو گوشم میخوند ... بین اون همه ماجرای دیدنی اطرافم اهنگ خیلی رییتمیک میخوند و من حال میکردم از بی نظمی دورم و نظم اهنگم ، یه جوری حال میکردم با این تضاد :)

یادمه قبلش ارزو داشتم که تو خیابون راه برم و اهنگ گوش بدم و سه ماه این کارو انجام دادم ....

البته تلخی این خاطره اونجاییه که یادم میاد حقوقم رو ندادن و منم زورم نرسید که بگیرم ، بگذریم

من عاشق موزیک فیلم یه حبه قندم و اینجا هم گذاشتمش و همینطور البوم این همانی

داییم اینا اومده بودن خونهمون و میگفتن با توجه به پیش بینی هایی که سازمان های هواشناسی و امار های سایت ها ارائه دادن قراره پنجاه شصت سال خشک سالی داشته باشیم ،من که نمیتونم بدون بارون و درخت به زندگیم ادام بدم چه کار کنم ؟

رپ خیلی خوبه نمیدونم کی ابداعش کرده ولی هرکی بوده دمش گرم

از برنامه ای که داشتم خیلی عقبم چون این چند روز همهاش به خوابیدن و فیلم دیدن گذشت یه جور بی تفاوتی نسبت به خودم دارم قول میدم از همین الان شروع کنم به ادامه درسام :)

تا الان شصت تومن عیدی گرفتم

فکر میکنم مامانم بعضی وقتا مخصوصا رو اعصابم راه میره :))

از بچه های دانشکده مون متنفرم واقعا

قراره کارت ویزیت طراحی کنم و بفروشم یعنی خودم برم مغازه طرف و بهش بگم من این کارت ویزیت رو طراحی کردم اگر دوست دارین براتون چاپ کنم :ا اخه هیچ کس دور و ور من نیست که با هاش شروع کنم و استاد طباطبایی این پیشنهادو داد و گفت خودشم همینطور شروع کرده ، به هر حال خدا به خیر بگذرونه...

خیلی دوست دارم طراحی البوم اهنگ انجام بدم یه فکر هایی دارم ، تاببینم همتم تا کجا میبرتم

چند وقتیه دارم حافظ میخونم به خاطر این که با خودم گفتم الان که میخوای سه گانه دانته رو بخونی آیا ادبیات کشور خودتو خوندی؟ و همون موقع بود که احساس عذاب وجدان بهم دست داد و منم صمیمانه دستش رو فشردم و قراره بعد دیوان حافظ شاهنامه و بعد اون دیوان شمس رو بخونم باشد تا رستگار شوم .

از این سال هایی که گذشت فقط حسرت عمر گذشته و وقت حدر رفته برام مونده و عذاب تنبلی هام امسال کاشکی یکم متفاوت باشم و راضی ....

فعلا .

مریم در زبان عِبری به معنای ''دریای تلخی '' '' دریای غم '' '' سرکِشی'' آمده است
Designed By Erfan Powered by Bayan