رُنسانس

رُنسانس

مریم در زبان عِبری به معنای ''دریای تلخی '' '' دریای غم '' '' سرکِشی'' آمده است

۱۴ مطلب با موضوع «حس های خوب مریمی» ثبت شده است

این دو روزی که هوا ابری و بارونی بود من یه نفسی کشیدم و خلاصه روحم تازه شد

خدایا یعنی میشه هیچ وقت عید نشه؟ میشه تابستون انقدر داغ نباشه؟

چی میشد همه سال حال و هوای بهمن و اسفند و داشت ؟

داشتم باخودم فکر میکردم که همه حس های خوب عالم که فقط نباید مال من باشه و خودخواهیه اگر شما رو توش شریک نکنم

پس دعوتتون میکنم به دو دقیقه و سه ثانیه همه حس های خوب :))

+: دوساعت بعد اضافه شده : میری تو پینترست دیگه در اومدنت با خداست

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۳
  • مریم y.
من فقط از حس قبل از یک اتفاق خوب لذت میبرم و بعدش دیگه بر میگردم به روند ملال آور مثلا :
الان نزدیک عیده هوا به شدت خوبه موقعی هست که همه به فکر جشن و... هستن و همه ی فکر و ذکر اکثر ادم ها به زیبایی اطرافشونه
سبزه هایی که تازه از خاک بیرون اومدن و رنگشون روشنه
گل هایی که هنوز خشک نشدن شکوفه هایی که هنوز در نیومدن
مهم تر از همه افتاب شدید نیست و خیلی چیز های دیگه
کاش همه چیز همینطور ثابت میموند تو هوای گرگ و میشی عصر ها
برای همینه که از فرایند درست کردن غذا خوشم میاد ولی بعدش دیگه میلی به خوردنش ندارم :)
+:من استرسِ شیرینِ قبل از یه اتفاق خوبم
+:تاحالا عاشق خودتون شدین؟
  • مریم y.

خیلی عجیب و بهت اوره که ازفاصله چند صد یا شاید هزار کیلومتر و از پشت مانیتور، وارد وب یه نفر بشی و عطرشو حس کنی ! و عاشق عطرش بشی :) 

برام عجیبه اما خیلی وقتا تو موقعیت های مختلف حتی تو تنهایی یهویی یه عطر خاص رو حس میکنم انگار یه نفر به تازگی ادکلن زده باشه اما واقعیت اینه که کسی جدیدا عطر نزده و حتی کسی دورم نبوده که بخوام بوی عطرشو حس کنم  

توانایی جدیدمم حس کردن عطر افراد از پشت مانیتوره!@-@

خلاصه که احساس میکنم توهماتم داره از کنترل خارج میشه :) خیلی هیجان انگیزه :))

  • مریم y.

دیشب بابا از باغ مامان بزرگم اینا ( بی بی شهربانو ^-^) زرد الوی نرسیده و سیب گلاب آورد 

اینجانب تا الان عین تراکتور دارم اینا رو میخورم :)) احتمالا تا فردا چیزی ازشون باقی نمونه  

خیلی دوست دارم منم یه باغ داشته باشم پر درخت سیب و گیلاس و زرد آلو و آلوچه *-*

خیلی وقتا به سرم میزنه فارق از این دنیا شم و برم یه گوشه واسه خودم به کار کشاورزی مشغول شم از این لباس های سر هم لی بپوشم :) با چکمه پلاستیکی با یه کلاه حصیری بیل به دست از ااین طرف باغ به اون طرف برم و راه اب و واسه درختا باز کنم ...

+: این اسم مامان بزرگم خیلی خوبه ^-^ 

  • مریم y.

بعضی از شبا چند نفر میان تو پارک جلوی خونه میشینن گیتار میزنن گاهی اوقاتم میخونن منم از پشت پنجره گوش میدم و حس اروم بودن خوبی بهم دست میده مثل اینکه الان همه از دنیای بی رحم فاصله گرفتن و فقط دنبال حس ارامشن ...

+: صدای چهچه و اهنگ میاد یعنی ممکنه پایین پنجره یه خونه واسه دل یه دختر بخونه؟

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۴۰
  • مریم y.

سخت میدونید چیه؟ پیش مامانت خودتو کنترل کنی که نخندی 

بخوایی بغلش کنی ولی با درنطر گرفتن عواقبش بیخیال بشی 

بزرگ ترین فانتزیت این باشه که بامامانت سانتال مانتال کنید برید تفریح 

چقدر سوسول و مزخرف شدم جدیدا ...

خب من همیشه دوست داشتم دختر یکی یه دونه مامانم باشم ولی نشد چون از وقتی چهار ماهم بود فرستادنم مهد (و خیلی تو خانواده نبودم) با این که بین دوستام یا بهتره بگم بین بچه های نه چندان دلچسب مهد بودم اما روابط اجتماعیم خوب نبود و هنوزم نیست ولی یه ادم هایی هستن که فارق از این مهارت های مزخرف میشه باهاشون تا ابد ادامه داد انگار که بشه باهاشون یکی شد یعنی روحت با روحشون متصل بشه من به این ادما میگم دوست بخاطر همینه که همیشه تعداد دوستای من محدود بودن کسایی که بهشون لقب دوست میدم کسایین که نیازی نیست باهاشون حرف بزنم احساس میکنم یه نگاه کافیه :))) اونها ادم هایین که من عاشقشونم .

و در اخر بین دوستام که هستم احساس خوشبختی عمیقی دارم که هیچ کجا ندارم ممنونم از همه دوستام 

  • مریم y.

یکی از بزرگترین لذت های زندگیم ایمیل هاییه که به استادم دادم و پاسخ هایی که استادم بهم داده :))


  • مریم y.

به قول اون یارو معتاده :

هشتم ولی خشتم 

ینی خسته هم نیستما یه ذره مشغله ها زیاد شده 

این اهنگه منم من این اهنگه ام 

اگه بخوام در نهایت یه اهنگ رو از پلی لیست گوشیم نگه دارم بی شک اینه 

:+

واقعا نمیتونم حسم نسبت به اینو با کلمات بیان کنم (استعاره شد :)

کلی برنامه داشتم که چجوری بیام بنویسم دربارش ولی الان با خودم میگم اون کسی که بخواد درک کنه درک میکنه دیگه نیازی به جیغ زدن نیست 

:)) 

و برای هزارمین بار میخوام اعتراف کنم که از خورشید و نور زرد چندشش به خصوص در ساعات 8 صبح تا 3 بعد از ظهر متنفرم اقا متنفر 

  • مریم y.

خدایا ؟ 

شکرت :))

حتی اگه دارم ازت گله میکنم بدون اون ته مه ها بازم ممنونم ازت حتی اگه خودمم یادم نباشه 

  • مریم y.

خوبه حتی فراتر از خوبه ولی تیکه اخرش یه چیز دیگه ست محشره .... محشر 

+: لینکشو گذاشتم 

Savior +----

( یه زمانی با اینا سردرد میگرفتم :/) اینجا چرا استیکر پوزخند نداره ؟

  • مریم y.