رُنسانس

رُنسانس

مریم در زبان عِبری به معنای ''دریای تلخی '' '' دریای غم '' '' سرکِشی'' آمده است

۱۶ مطلب با موضوع «عکس های مریم و عکس از مریم» ثبت شده است

  • مریم y.
قراره چی بشه عزیز دلم که تو و دوستات هی منو یه گوشه خلوت گیر میارین و در گوشم پچ پچ میکنین ؟
برو و به دوستاتم بگو که خیلی دوستتون دارم
کوچولو های سفید خوشگل

  • مریم y.
این عکس مال دیروزه
همه کارام مونده خدا کنه امروز بتونم حداقل کارای گروهیمو تموم کنم
بلاتکلیفم :( خیلی از این وضع بدم میاد :(


  • مریم y.

تقریبا از اواسط هفته تصمیم گرفته بودم فرنی و کیک درست کنم فعلا فرنی رو درست کردم تا ببینم فردا و پسفردا برنامه چطور پیش میره

دومین بارم بود فرنی درست میکردم دفعه اول یکم ارد برنجش گوله گوله شده بود ولی ایندفه خیلی خوب شد هم بافتش هم رنگش هم مزش

+: لایک به خودم


  • مریم y.

عزیزم ، یعنی این موقع شب به خودت زحمت دادی اومدی که چه خبر خوش مهمی رو بهم بدی ؟

+: تازه بارونم نم نم داره میاد


  • مریم y.

امروز من و رویا رفتیم دانشگاه برای عکاسی از در و دیوار و محیط دانشگاه و غیره و ذالک برای اجرای گرافیک محیطی ولی نمیدونستیم پنجشنبه ها تعطیله و نمیشه وارد دانشکده شد چون از ترم یک ما هر وقت پنجشنبه ها  کتابخونه کار داشتیم میرفتیم و همه جا باز بود اما مثل اینکه امسال پنجشنبه ها رو هم دارن کلا تعطیل میکنن :ا

همچین ملتی هستیم ما تنکس گاد که ما میریم و نمیبینیم که بیشتر گند میزنن ب

بعد که هی با نگهبان سر و کله میزدیم فاطمه از دور اومد طرف ما چون اونم نمیدونست پنجشنبه ها تعطیله و اومده بود کار هایی مشابه من و رویا انجام بده و در حقیقت سماجت اون باعث شد که نگهبان کوتاه بیاد و زنگ بزنه به رئیسش تا اجازه ورود ما به دانشگاه رو بگیره و بعد یه صحبت طولانی ما موفق شدیم :))

این عکسم از یه گل خوشگل تو حیاط دانشکدمون گرفتم که بمونه یادگاری و هر وقت نگاش میکنم یادم بیاد دست از تلاش برندارم حتی اگه همه مخالفم باشن


  • مریم y.

این عکس رو پاییز پارسال از درخت انار خونه مادربزرگم گرفتم 


اون موقع ها به بهانه درس عکاسی همیشه یه دوربین دستم بود و هر کادری که به نظرم خوب می اومد سهم رم دوربینم میشد 

میدونید ؟ محرم پارسال کلی عکس های توپ گرفتم اما امسال فقط یه دونه که هنوز تو رم دوربینه و حتی رقبت نمیکنم برم بیارم بریزم رو سیستم و ببینم خوبه یا بد .

جامعه همون جامعه ست مراسم همون مراسمه هر چند با یه تفاوت جزءی . اما این که تفکر و دید منه که نسبت به پارسال فرق کرده


+: این که دیگه زیاد اینجا نمینویسم به خاطر اینه که با مریم یک سال پیش زمین تا اسمون فرق کردم . و از این تفاوت راضیِ راضی ام :) 


  • مریم y.

خب قضیه پست قبل تموم شد و دغدغه های ارشد و پایان نامه شروع شد :))

سلام زندگی نا آرام من :) 

کی میشه از دستت راحت شم و یه نفسی بکشم :ا

زندگی جون میگم انگیزت از این همه زجر دادن من چیه انصافاٌ ؟

  • مریم y.

فعلا این رو دسکتاپم بود بقیه رو هم بعدا میذارم ببینید عزیزان :

  • مریم y.

نه خوشم اومد :)) یه کارایی ازم برمیاد :))

خب برم سراغ تشریح عکسا :

عکس اول داخل سالنه که کادومو گرفتم و نشستم 

اول اینو بگم که با مامان و داداشم رفتم بابام کار داشت :(

 وای اون لحظه ای که اسممو صدا کردن یه لرزی افتاد تو بدنم خدایی بود که جلوی ملت پخش زمین نشدم :ااصلا پاهام میلرزید رفتم تند تند سلام و احوال پرسی و تشکر کردم حتی نفهمیدم به کی چی گفتم و سریع جیم زدم اومدم پایین رو صندلی کنار مامانم ولو شدم 

جایزمم یه تبلت لنوو و یه گل رز و یه تقدیر نامه بود که تو عکس پایین مشاهده مینمایید 

فعلا هنوز تو جو مراسمم حرفم نمیاد :ا

و من الله التوفیق:ا


  • مریم y.