یک عدد بانوی پارسی

آفرودیت

این روز ها همه تبدیل شدن به الهه ی زیبایی و جذابیت و رقابت سخت ونفس گیری بینشون هست . یکی شروع میکنه به عمل کردن اقصی نقاط صورت و بدنش،یکی انقد میماله که ترکیب صورتش زیر انبوه کرم پودر گم میشه و بدون ارایش نمیشه شناختش،بعضیام قاطی میکنن و دوسانت بالا و دوسانت پایینِ لبشون رو رژ میزنن و یه خط چشم میکشن به پهنای کمربند،انقدر تغغیر میدن ترکیب صورت و حالت پوستشون رو که بچه ی چهاره ساله رو از زن سی چهل ساله نمیشه تشخیص داد .

با همه این کار ها راضی نمیشن و موقعی که واسه اینستا شون عکس میگیرن لب هاشون رو به شکل اردک و بعضا خربزه میدن جلو و چشم هاشون رو جوری باز میکنن انگار جن دیدن !

کلی خرج الکی واسه یه هدف الکی ! واسه صورت و بدنی که اگر بیست ساله باشه فوقش تا چهل سال دیگه میره زیر خاک و میپوسه و معذرت میخوام اخرش غذای موجودات موزی و ... میشه

این طور ارایش کردن واسه کوچه و خیابون و ادم هایی که فوقش دو دیقه میبینتت و بعد میرن پی کارشون با هرررررر منطقی که بخوایی فکر کنی اصلا ارزش نداره

ادم ها همه زیبان ، ترکیب صورت هرکس با یه نفر دیگه فرق میکنه و همین باعث خاص شدن صورت ها میشه ولی الان با این مدل ارایش و عمل کم کم همه شکل هم میشن و رسما تفاوت های ظاهری رو به فنا میدن .

فکر کنم اگر همینجور ادامه پیدا کنه باید اطرافیانمون رو طبق اثر انگشتشون بشناسیم :ا

انقلاب


این روز ها خیلی ها شاید مثل من بین دوراهی مونده باشن ، هی از خودشون بپرسن انقلاب چه ارزشی داشت چرا اینهمه مردم درباره اش مصمم بودن ولی الان نیستن 
یا این که انقلاب ارزشش چیه ؟ و چرا داریم این سختی ها رو تحمل میکنیم ؟
دیشب به این کتاب برخوردم و خوندمش خیلی وقتتونو نمیگیره و ارزششو داره حداقل یه سری مسائل رو براتون روشن میکنه
سال های بدون من
امیدوارم که بهتون کمکی بکنه ...

فهیم عطار،

ملت شریف ایران خیلی جای کار دارن تا عزت ملییییییی شون رو حفظ کنن

در همین راستا دوست داشتم شما هم این متن رو بخونید :



پدربزرگم دکان عطاری داشت. همه چیز هم می‌فروخت. از عرق خارشتر بگیرید تا تخم اژدها جهت تقویت قوای جنسی. وسط همه‌ی این خرت و پرت‌ها  یک مدل خاصی از قرص نعناع هم داشت که بهش می‌گفتند فِتِرمه. فترمه‌ها را ریخته بود توی یک ظرف شیشه‌ای و رویش نوشته بود دانه‌ای دو ریال. شیشه را می‌گذاشت کنار پیاده‌رو، دور از دید و دسترس خودش. که اگر یک بچه‌ای رد شد و دلش خواست و پول نداشت، با خیال راحت بتواند یکی از آن‌ها را کش برود و کیف کند. به هر حال فروش فترمه‌های دوریالی سود دنیوی نداشت اما دزدیده شدن و خوشحال شدن بچه‌ها برایش سود اخروی داشت. خیلی سعی کردم تا این داستان اخلاقی را ربط بدهم به حرفی که می‌خواهم بزنم. اما حیف که نشد. خواستم بگویم اول از همه این‌که دزدی غیراخلاقی است. چه فترمه‌های پدربزرگ من و چه نوشته‌های دیگران. اما خب. اخلاقیات تا وقتی معتبر است که شکم یا مغز آدم پر باشد. وقتی که یکی از این دوتا خالی شد، آدم چاره‌ای ندارد الا دزدی. با شکم خالی فترمه می‌دزدند و با مغز خالی نوشته‌های دیگران را بدون ذکر اسم. ماجرای فترمه به من مربوط نمی‌شود. اما دزدی مطلب چرا. لطفا مطالب را بدون ذکر اسم نویسنده نشر ندهید. کار زشتی است. اما دزدها که اصولا حرف گوش نمی‌دهند و کار خودشان را می‌کنند. پس لااقل اگر مطلب می‌دزدید، آن را در جای مناسب نشر دهید. چند روز پیش یک مطلب مزخرف نوشتم که بیایید یک جزیره بخریم توی برزیل و مملکتی برای خودمان آن‌جا راه بیاندازیم. فقط صرف خنده. تا حالا سه نفر را پیدا کرده‌ام که آن را توی لینکداین و بدون ذکر نام  نویسنده نوشته‌اند. یعنی کسی تا حالا به این سه نفر آدم قشنگ نگفته که لینکدین با فیسبوک فرق دارد و کاربردشان یکی نیست؟ آن‌جا همه چیز قرار است جدی باشد و همه، جدی به همه چیز نگاه می‌کنند. این‌قدر جدی که حتی یکی کامنت گذاشته و از دزد اجازه خواسته که این طرح را به وزارت علوم و تحقیقات ببرد و بودجه بگیرد تا درباره‌ِ آن تحقیقات میدانی به عمل بیاورند. این‌قدر جدی.
محصولات فرهنگی را ندزدیم. اگر هم دزدیدیم جای درست مصرف کنیم. تا لااقل لینکدین و این‌طور جاها را به گند نکشیم. خب؟



کپی شده از کانال فهیم عطار

.

فقان از دل وا مانده که افسار ندارد ... جز شرح جفایت دگرم کار ندارد
+: مریم .y

سهراب

_دچار یعنی 

_عاشق 

_و فکر کن که چه تنهاست 

اگر که ماهی کوچک ،دچار ‌‌ابی دریای بیکرن باشد 

سالوادور جان ;)

الان شبیه نفهمی ام که فکر میکنه خیلی میفهمه.... :ا 
دقیقا همین قدر رقت انگیز...

بدهید با طلا بنویسند ...

زیاد تو زندگی خطا کردم ،خیلی بیشتر از تو؛به خاطر همین با ادم خطا کار راحت ترم. ادمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد ،مطمعن تر از ادمی است که تا به حال پاش نلغزیده ...

این حرف سنگین است ... خودم هم میدانم. خطانکرده تازه وقتی خطا کرد و از کارتن اک بند در امد ،فلزش معلوم میشود ،اما فلز خطاکرده رو است ، روشن است ... مثل این کف دست ، کج و معوج خط ش پیداست . از ادم بی خطا می ترسم ، از ادم دو خطا دوری میکنم ، اما پای ادم تک خطا می ایستم ... با منی؟

+:برگرفته از قیدار ، رضا امیر خانی

+: اخه برادر من اینکه شما ادرس نمیذاری نامردی تره که :ا مردم میرن حاجی حاجی مکه بعد یه مدت میان یه ادرسم نمیدن :ااخرالزمون شده والا:ا و در ادامه باید بگم که بله بنده نامردم :\

عروس را عزب ها برهنه میکنند ، حتی .

نوشتم ، پاک کردم 

نوشتم ، پاک کردم 

نوشتم ، پاک کردم 

نوشتم ،.....

+:عنوان ، نام اثری از مارسل دوشان

دلت با من ( خیییییییییلی )هماهنگهههههه

وضعیت الانم شبیه ادمیه که داره تو نعلبکی گل قرمزی قهوه هورت میکشه و تو اون یکی دستش استکان کمر باریکه در حالی که داره چهار چشمی موزیک ویدیو اجنبی ها رو میبینه هه هه

*.*

خدایا ؟ 

شکرت :))

حتی اگه دارم ازت گله میکنم بدون اون ته مه ها بازم ممنونم ازت حتی اگه خودمم یادم نباشه 

۱ ۲
مریم در زبان عِبری به معنای ''دریای تلخی '' '' دریای غم '' '' سرکِشی'' آمده است
Designed By Erfan Powered by Bayan