یک عدد بانوی پارسی

نم نمِ بارون

این دو روزی که هوا ابری و بارونی بود من یه نفسی کشیدم و خلاصه روحم تازه شد

خدایا یعنی میشه هیچ وقت عید نشه؟ میشه تابستون انقدر داغ نباشه؟

چی میشد همه سال حال و هوای بهمن و اسفند و داشت ؟

داشتم باخودم فکر میکردم که همه حس های خوب عالم که فقط نباید مال من باشه و خودخواهیه اگر شما رو توش شریک نکنم

پس دعوتتون میکنم به دو دقیقه و سه ثانیه همه حس های خوب :))

+: دوساعت بعد اضافه شده : میری تو پینترست دیگه در اومدنت با خداست

سلام :))

دوباره اومدیم 

هرجا که برم باز دوباره برمیگردم سرجای اولم 

صدای شجریان عالیه ولی فعلا اینو میذارم

+: سلام 

شهر بارونی

به قول اون یارو معتاده :

هشتم ولی خشتم 

ینی خسته هم نیستما یه ذره مشغله ها زیاد شده 

این اهنگه منم من این اهنگه ام 

اگه بخوام در نهایت یه اهنگ رو از پلی لیست گوشیم نگه دارم بی شک اینه 

:+

واقعا نمیتونم حسم نسبت به اینو با کلمات بیان کنم (استعاره شد :)

کلی برنامه داشتم که چجوری بیام بنویسم دربارش ولی الان با خودم میگم اون کسی که بخواد درک کنه درک میکنه دیگه نیازی به جیغ زدن نیست 

:)) 

و برای هزارمین بار میخوام اعتراف کنم که از خورشید و نور زرد چندشش به خصوص در ساعات 8 صبح تا 3 بعد از ظهر متنفرم اقا متنفر 

مریم در زبان عِبری به معنای ''دریای تلخی '' '' دریای غم '' '' سرکِشی'' آمده است
Designed By Erfan Powered by Bayan